سيد جلال الدين آشتياني

45

شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

و ما وضعناه أوّلا بحسب النظر الجليل من أن فى الوجود علة و معلولا أدّى بنا أخيرا و هو نمط أخرى من جهة السلوك العلمى و النسك العقلي إلى أن المسمى بالعلة هو الأصل و المعلولات شأن من شؤونه و طور من أطواره و رجعت العليّة و الإفاضة إلى تطوّر المبدأ الأوّل بأطواره و تجلّيه بأنواع ظهوره . « 1 » فرق بين قول متألهين از حكما و محققان از عرفا حاصل قول فهلويون آن است كه حقيقت وجود داراى مراتب مختلفهء مقولهء به تشكيك است و مراتب وجوديه از عقل اول تا هيولاى اولى متصل به يكديگر بوده و فرق بين مراتب وجوديه به شدت و ضعف است و اين حقيقت يك مرتبه‌اى دارد كه آن عبارت است از حقيقت وجود به شرط لا كه از جميع تعينات ماهويه معراست و اين مرتبهء از وجود ، صرف و بسيط و تام و فوق التمام است . مصداق وجود منحصر به اين يك مرتبه نيست ، موجودات طرا از عقول طوليه و عرضيه ، نفوس ناطقه ، وجودات برزخيه على اختلاف المراتب معاليل حقند و لكن چون فرق بين مراتب به شدت و ضعف است ، همهء اين مراتب از سنخ واحدند . قائلان به اين قول تصريح كرده‌اند به اين‌كه وحدت حقيقت وجود ، وحدت اطلاقى و وحدت اطلاقى مساوق با وحدت شخصى است و گفته‌اند كثرت در مراتب طوليه چون از مقتضيات اصل حقيقت است ، برگشتش به اصل

--> صدر المتألهين در اين فصول و بعضى از موارد ديگر قول فهلويون را ناتمام دانسته و طريقه محققان از عرفا را اختيار فرموده است . ما در بيان قاعدهء بسيط الحقيقة كل الاشياء به مناسبت مقام فرق بين اين دو قول را ذكر خواهيم كرد . آخوند ملا صدرا در كثيرى از موارد متمايل به مشرب عرفاست و از كتب آنها استفاده زياد نموده و ذوق او هم در عرفان بسيار خوب است و لكن نمىشود اين مرد محقق را جزء عرفا دانست . بهترين تعبير درباره او آن است كه بگوئيم ملا صدرا ( ره ) حكيم متألهى است كه وارد مباحث عرفانى شده است ، مثل آن‌كه شارح مفاتيح حمزه فنارى عارفى است كه در مصباح خواسته است به لسان فلسفه تكلم نمايد . ( 1 ) . المشاعر ، ص 84 ؛ الشواهد الربوبية ، چاپ سنگى ص 36 .